نامه یکی از مدافعان حقوق جامعه یارسان دراعتراض به برخوردهای اخیر با این جامعه
مدافعان حقوق شهروندی جامعه یارسان به نام سیاوش حیاتی، در بیانیه ای اعتراض خود را به این رویداد اعلام و از وجدان های بیدار هم میهنان خود جهت احقاق حقوق جامعه یارسان طلب یاری نموده است .
گفتنی است که سبیل نماد آیینی مردان جامعه یارسان (اهل حق) می باشد و در میان آنان از تقدس و جایگاه خاصی برخوردار است .
متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد :
به نام آن کس که از او داد خاست، عدالت فزود ، زبیداد کاست .
تعرض به نماد میراث داران فرهنگ کهن ایرانی ، مقدمه تعرض به نماد ایرانیت است .
انسان های شرافتمند ، دینداران ، مسلمانان ، آزادگان و مسئولانی که قدرت ، بینایی را از چشمانتان نگرفته و جاری شدن حق عدالت را بر منافع شخصی ترجیح داده و مست از جام برگرفته از چشمه جوشان عدالتید نه سر مست از غرور قدرت ؛ در شرایطی که حلقه محاصره خانه مشترکمان هر لحظه تنگ تر شده و مردم از هر ملیت و مرام و مذهبی بیشتر از هر زمانی نیازمند اتحاد و همبستگی می باشند ، بر هیچ عاقلی پوشیده نیست که عامل اصلی بازدارنده بیگانگان در داشتن چشم طمع به این آب و خاک ، نه صرفاً تانک و توپ و بمب و ... بلکه وحدت و همدلی و احساس تعلق واقعی << نه صوری >> تمامی ساکنان و دلدادگان این جغرافیای مشترک می باشد و مشوق اصلی دشمنان ، عدم تعلق ، برخورد تبعیض آمیز و ایجاد انشقاق و تفرقه و بی تفاوتی در بین ملت .
آری در چنین فضایی دست های شومی بر طبل تفرقه کوبیدن گرفته که اگر نگوییم عوامل جیره خوار بیگاگان ، به صراحت می توان مدعی بود که آبشخور فکری آنان همان گندابیست که در طول تاریخ فراهم کننده بستر طمع ورزی بیگانگان و در نهایت جدایی عضوی از پیکر مام وطن بوده است .
تفکری متحجر وعقب مانده که هیچگاه نه از تاریخ درس گرفته و نه مسئولیت و هزینه اقدامات تفرقه افکنانه خویش را به عهده گرفته است و در نهایت هزینه های جبران ناپذیر آن را کسانی پرداخته اند که معمولاً مخالف این حرکت ها بوده اند .
هر سال مراسمی به نام هفته وحدت برگزار می شود ، سال های متعددی را با عناوین وحدت ، دوستی ، مروت ، مدارا و ... نامگذاری می کنیم ، نه تنها ادعای دفاع از حقوق مسلمانان جهان را داریم بلکه مدعی دفاع از حق مظلومان عالم نیز می شویم ، سران ملت های تحت ستم جهان نظیرکشورهای آفریقا و آمریکای لاتین را در آغوش می کشیم و ... اما افسوس و صد افسوس وقتی پای ملت خودمان به میان می آید همه چیز را فراموش کرده ، تنگ نظری و تمامیت خواهی را به آنجا می رسانیم که علاوه بر حذف کسانی که فقط مثل ما فکر نمی کنند و از دریچه ای دیگر به دنیا و هستی می نگرند ، << غیر خودی ها >> در صدد محو شناسنامه و نمادهای فرهنگی آنها نیز بر می آییم و جالبتر آنکه زبان معترضان به این شیوه برخورد را نیز به نام تفرقه افکن می بندیم . نمونه بارز و انکارناپذیر آن برخورد تبعیض آمیز و غیراخلاقی با جامعه یارسان << اهل حق >> است .
این منادیان حفظ وحدت جغرافیای مشترک و میراث داران و حافظان واقعی فرهنگ و تمدن دیرین سال ایران زمین ، مردمی که به درازای موجودیتشان فارغ از توجه به دوستی و یا دشمنی حاکمان با آن ها ، سینه هایشان آماج شمشیرها و گلوله ها و بمب های متجاوزان بوده و تشعشع خون هزاران نفر زن و مرد و پیر و جوان برومند آن ها هنوز در کوه و دشت و کوچه و برزن غرب کشور شاهد این مدعاست .
هنوز دیرزمانی از شکست فضاحت بار امپراطوری متجاوز عثمانی در شرایط استصال حکومت قاجار به دست دلاورمردان << یارسان >> که منجر به قرارداد << خسرو آباد >> و عقب نشینی آنها به مرزهای بین المللی نگذشته است و یا تنگ کردن عرصه بر متجاوزان روسی .
اقدام توهین آمیز اخیر ، اوج و کمال برخورد وقیحانه عده ای خشک مغز و نادان و یا احتمالاً هدفمند و آگاه با نیت فراهم نمودن بستر اجرایی شدن برنامه های پشت پرده بیگانگان قابل ارزیابی است .
اینان اگر مزدور بیگانگان نباشند ، نمی دانند و یا نمی خواهند بفهمند که تعرض به نشانه و نماد آیینی بخشی از مردم ایران و محو آن ، مقدمه و زمینه ساز تعرض به نماد وحدت ملت ما ، یعنی پرچم ایران است . این کوته فکران بی مسئولیت همان کاری را می کنند که دشمنان این آب و خاک باید با صرف هزینه های گزاف و اجیر نمودن مزدوران فراوان به آن برسند .
اینان احساس تعلق به این مرز و بوم را در این مردمان تضعیف کرده ، بی تفاوتی را تقویت و کینه و نفرت را در دل های خونین و پرعقده این مردم می کارند ، به اعتقاد بنده آمران این حرکت و تفکری که بی وقفه ، اما اعلام نشده با تمام توان با ایجاد تضییقات ، محرومیت ها و بی حقوقی های متعدد ، نظیر عدم گزینش پیروان << یارسان >> در ارگان ها و ادارات دولتی << مگر با نفی هویت >> محروم کردن آنها از پست های مدیریتی ، نداشتن نماینده در مجلس و ... درصدد تضعیف و محو این آیین برآمده اند ، از یک آبشخور تغذیه می شوند و نه تنها این آب و خاک را از توان وپتانسیل مردمی که فلسفه پیدایش آیین آنها پاسداری از میراث فرهنگی و جغرافیای این مرز و بوم بوده ، محروم میکنند ، بلکه آتش بیار معرکه تفرقه و دشمنی و کینه توزیی می شوند که با ترکیدن بغض های فروخورده و سرایت آن به بخش های دیگر جامعه متکثر ایران << نه از تاک نشانی خواهدگذاشت و نه تاک نشان >> و هیچ انسان و ایرانی شرافتمندی از این فاجعه وحشتناک سود نخواهند برد .
حقیر طی سال ها ی متمادی بارها و بارها چه در برخوردهای حضوری با مسئولان محلی ، چه در مجامع عمومی و چه از طریق رسانه های جمعی و ارسال نامه و رنجنامه برای مقامات طراز اول مملکتی ، ضمن هشدار ، شمه ای از مصادیق عینی تبعیض و حق کشی بر علیه این مردمان و آلام و رنجهایشان را آشکار نموده ، خواهان پیگیری از طرف مسئولین شده ام . اما با کمال تأسف یا با امنیتی کردن مطالبات حقوقی ما و ایجاد محرومیت اجتماعی برایم ، درصدد ساکت کردن حقیر برآمده اند و یا با بی محلی و عدم پاسخگویی مواجه شده ام و همین بی توجهی ها یکی از عوامل اصلی جری کردن آمران و عاملان چنین حرکت های توهین آمیزی می باشد . کسی که کمترین آشنایی با حقوق شناخته شده انسانی شهروندان ، حقوق ملت مصرح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سنت پیامبران و مصلحان اجتماعی داشته باشد ، نیک می داند که حیثیت شهروندان حتی اگر متهم و یا مجرم هم باشند باید از تعرض مصون باشد و هرکسی باید مسئول اعمال خود باشد نه دیگران. حال این اقدام توسط کسانی که مسئولیت حفظ نظم جامعه را به عهده دارند چگونه قابل توجیه است .
ما هم همچون هر انسان متمدنی اعتقاد داریم که باید با کسانی که امنیت و نظم جامعه را با تعرض به اموال و آسایش مردم به خطر می اندازند برخورد قانونی شده و متجاوزان به حقوق دیگران باید مجازات در خور و مناسب شوند . اما نباید این امر را نادیده گرفت که بشریت متمدن به این نتیجه رسیده است که قبل از به کارگیری نیروهای انتظامی با بهره گیری از کارشناسان مراکز دانشگاهی ، جامعه شناسان ، روانشناسان و اقتصاددانان و.... باید دلایل ارتکاب جرم را شناخت ودرصدد خشکاندن بسترهای رشد خلاف کاری بر آمده ودر نهایت و از روی ناچاری به زور متوسل شده و آن هم در چهارچوب قانون و به نیت جرم زدایی نه مجرم زدایی و عقده گشایی و تسویه حسابهای عقیدتی.
در ثانی باید برخورد قاطع با سارقان میلیاردی بیت المال و قاچاقچیان اسکله دار را در اولویت کاری خود قرار داد.
باشد که این حرکت توهین آمیز شوکی برای مسئولین باشد، که به خود آیند و حداقل این بار گوش شنوایی به دور از غرور و تعصب برای شنیدن این رنجنامه پیدا شود.
در پایان ضمن اصراربر پیگیری قضیه و احقاق حقوق جامعه یارسان با طرح چند سوال از دولتمردان نوشتارم را به پایان می رسانم.
راستی سهم سرانه مردم این منطقه از سرمایه گذاری و درآمد ملی چقدر بوده و چه نسبتی با میانگین سهم سرانه ملی دارد ؟
سهم ما از کرسی های دانشگاهی ، پست های مدیریتی ، آموزشی و... چه در سطح ملی و چه در سطح منطقه ای چطور ؟
جایگاه ما در شاخصهای مثبت و منفی کجاست ؟ و مسائل مطروحه چه تاثیری در میزان ارتکاب جرائمی نظیر سرقت قاچاق و... دارند و چرا و چرا .......
با آرزوی دنیایی سرشار از صلح و دوستی و به دور از تبعیض
سیاوش حیاتی</b>
--
http://www.IranPressNews.com/
